تبليغاتX
بانوی تابستان

جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتاب ... من فداي تو، به جاي همه گلها تو بخند

 

عزیز من!


خوشبختی، نامه یی نیست که یکروز، نامه رسانی، زنگِ در را بزند و آن را به دستهای منتظر تو بسپارد. خوشبختی، ساختن عروسک کوچکی ست از یک تکه خمیرِ نرمِ شکل پذیر ... به همین سادگی، به خدا به همین سادگی؛ اما یادت باشد که جنس آن خمیر باید از عشق و ایمان باشد نه هیچ چیز دیگر ...
خوشبختی را در چنان هاله یی از رمز و راز، لوازم و شرایط، اصول و قوانین پیچیده ی ادراک ناپذیر فرو نبریم که خود نیز درمانده در شناختش شویم ...
خوشبختی، همین عطرِ محو و مختصرِ تفاهم است که در سرای ما پیچیده است ...

 

 

"چهل نامه ی کوتاه به همسرم-زنده یاد نادر ابراهیمی"

 

 

+ تاريخ پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 19:18 توسط بانوی تابستان |