|
|
|
حالیا معجزه باران را باور کن
و سخاوت را در چشم چمن زار ببین و محبت را در روح نسیم که در این کوچه تنگ با همین دست تهی روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد! خاک جان یافته است باز کن پنجره ها را و بهاران را باور کن
نوروز ۸۸ مبارک! دیدی بعضی روزها چشمات رو هنوز باز نکرده با عالم و آدم سر جنگ داری؟! من امروز اونجوریم!!!!
می دونی امروز عصری با این کاری که تو این شرایط کردی از ته دلم دعا کردم که انشالله همیشه ی همیشه سربلند باشی و هیچ وقت هیچ جا گیر نکنی.... حس پیچیده ای دارم ... با وجودی که خودم رو آماده کرده بودم که از پس سوال و جواب اطرفیان بربیام اما اعتراف می کنم تو این شرایط با انجام این کار بزرگی که می دونم نشون از عمق دوست داشتنت بوده باری به چه سنگینی رو از دوشم برداشتی و اون رو هم به بارهای سنگین خودت اضافه کردی .... راستش دیگه نمی دونم چی بگم و هربار که یادش می افتم اشک تو چشمام جمع می شه ....
سریال 24 رو دوست داشتم ...شاید بیشتر بخاطر نشون دادن بخش کوتاهی، در حد چند شبانه روز، از زندگی دولتمردایی که تا خودت از جنس اونها نباشی نمی تونی اینقدر ملموس زندگیشون رو از نزدیک ببینی ...... اینکه اشتیاق رسیدن به قدرت و پول تا چد حد آدمی رو می تونه متزلزل کنه و یا اینکه دنیای سیاست تا چه حد می تونه سرشار از دروغ و تظاهر و خیانت باشه، داستان جدیدی نیست اما اینکه رئیس جمهور کشوری باشی و درعین داشتن قدرت و پول، حرمت انسان بودن و انسانیت رو نگه داری داستان شیرینیه! ....
به آرامی آغاز به مردن ميكنی به آرامي آغاز به مردن ميكنی تو به آرامی آغاز به مردن ميكنی
* به یاد ۱۴ تا هدفی که دیشب تو ماشین تو خیابون شریعتی یادداشتشون کردیم!
و فقط اوست که داند اندرون دل ما را ...
من بسیار گریسته ام
...
"احمدرضا احمدی"
قانون سهم الارث زوجین از یکدیگر رو که تا چند وقته پیش سطرهای پایین بود و که یادتونه: سهم الارث زوجين از يکديگر:
می گویند که این سهم الارث چند روزه که اصلاح شده: قانون سهم الارث زن از داریی های شوهر اصلاح شد قانون اصلاح سهم الارث زن از شوهر در انتظار نظر شورای نگهبان
امشب بعد مدتها دوری از جمعی که تک تکشون رو به سبک خودم دوستشون داشتم و دارم ساعات خوشی رو در کنارشون داشتم خصوصا اینکه اینبار تنها نبودم! اما جدا با آقای کرم الدینی عزیز موافقم که گفتند افرادی که جزوء گروه اند افراد خاصی هستند که ایده های قشنگی دارن. شاید خیلی ها در وهله ی اول جذب بشن اما کسانی دوام می یارن و عضو همیشگی می شن که باورهای گروه منطبق بر باورها و آرمانهای زندگیشون باشه! انتشار اولین کتابی که ماحصل تلاش گروهی گروهمون بود در سطح بین المللی هم یکی دیگه از خبرهای خوشحال کننده ی امشب بود!
*گرفتن لباس یقه اسکی برات در اولین فرصت از مهمترین کارهایی که باید انجام بدم تا زندگی خیلی از جوونهای مردم رو نجات بدم می دونی که؟ ;-)
عاشق پرسه زدنهای دونفرمون خصوصا خرید کردن برای توام! .... درسته فیلم "ستاره می شود" جیرانی مفت نمی ارزید و به قول تو اگه شنبه نبود و نیم بهاء کلی از دست خودمون قرار بود حرص بخوریم اما خدایی تو بازی عزت الله انتظامی خصوصا تو چشماش با اون حس قویش چیزی بود که پشیمون نیستم از اون یک ساعت و نیم وقتی که براش گذاشتیم. اگرچه مطلقا هم به دوستی آشنایی سفارش دیدن حتی یکبارش رو هم نمی کنم!
حال و هوای کوه امروز محشر بود و بقدری هوا تمیز بود که دلت می خواست همینجور پشت سر هم نفس بکشی (-; ..... اما امروز کلی افسرده شدم وقتی دوباره برام ثابت شد که دور و برمون کم نیستن آدمهای حراف بی منطقی که حتی اگه تو کاری به کارشون نداشته باشی به خودشون اجازه می دن که تا خصوصی ترین لایه های زندگیت وارد شن اینجاست که قاطی می کنی و افسوس می خوری از سطح فکرهای این چنینی!
ماجرای شرکت رفتن امروزم و شیطونی هاش یه طرف، روزنامه خوندن و پرت کردن حواس و یه دفعه به خود اومدن و دیدن اینکه به به طرفت چطور مثل ماهی تو مسیر رودخونه برا خودش راه باز کرده یه طرف D:- خلاصه که امروزم از اون روزهایی بود که از فرط شیطنت فراوان و خنده های با دلیل و بی دلیل و صد البته فست فودهای خوشمزه خوشمزه چندین کیلو به وزنم اضافه شد ... امشب دیدن چهره ی شاد مادربزرگ بخاطر بودن ما در کنارش از صحنه هایی بود که گمان نکنم حالا حالاها بتونم اون رو از یاد ببرم ....این روزها روزهای فوق العاده خوب و شیرینی هستن که آرزو می کنم هیچ وقت تموم نشن و همه ی آدمهای دور رو برم عزیزام دوستام آشناهام این طعم شیرین رو هر روزه بچشن!
|