تبليغاتX
بانوی تابستان

جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتاب ... من فداي تو، به جاي همه گلها تو بخند

 

خدا رو روزی هزاران هزار بار شکر می کنم که این قدرت رو به من داده که تو هر شرایطی بتونم حرفم رو بزنم و از حقم دفاع کنم! با وجودی که هنوز دستام می لرزن اما قلبا آرومم از اینکه با سکوت نکردنم تونستم حقم رو ازش بگیرم!

 

+ تاريخ یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388ساعت 16:17 توسط بانوی تابستان |

 

فیلم کتاب قانون مازیار میری با بازی قشنگ پرویز پرستویی رو دوست داشتم. حکایت فیلم حکایت مسلمونی ماست حکایت ادای آدم خوبها رو در آوردن و جانماز آب کشیدن ... حکایت عالم بی عمل بودن، زنبور بی عسل بودن... خلاصه اینکه فیلم کتاب قانون زندگی بی قانون ماست که این حقیقت تلخ با ته مایه ی طنز فیلم برامون قابل تحمل شده!

 

 

+ تاريخ جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 12:14 توسط بانوی تابستان |

 

از جهان
نگاه تو
مرا بس بود ...

 

"بيژن جلالی"

 

 

+ تاريخ پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 11:32 توسط بانوی تابستان |

 

مهربون همسر بلاخره با کلی شرط و شروط قبول کرد فردا ما هم بریم. بچه های شرکت هم دارن می یان و به مدیر عاملمون گفتیم که ظهر به بعد می یایم سر کار و اون هم موافقت کرد.

 

* فیلم Angels & demons رو خیلی دوست داشتم از نظر من مضمون فیلم و بازی تام هنکس فوق العاده بود.

 

 

+ تاريخ سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 15:9 توسط بانوی تابستان |

 

خدایا
خدایا
 تو با آن بزرگی
 در آن آسمانها
چنین آرزویی
 بدین کوچکی را
 توانی برآورد
 ایا ؟

 

"شفیعی کدکنی"


 

+ تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 9:26 توسط بانوی تابستان |

 

این بار می دونم که مشکل از من نیست .... نه عصبی ام نه بی حوصله نه دلسرد ... شاید گهگاهی با گذشتن از مسیرهای آشنا، یا زنده شدن خاطره ها، یا عابری که شبیهش بوده، دلتنگ شده باشم اما تا جای امکان سعی کردم دلتنگیم رو نشون ندم .... هر بار که یادش افتادم با یاد اینکه اگه الان بدونه تا چه حد خوشحالم حتی اگه به روش نیاره ته دلش خوشحال می شه، خودم رو آروم کردم  ............ به قول عزیزی از اول با هر کسی هرجوری که صحبت کنی تا آخر همون انتظار رو ازت خواهد داشت و اگه فقط یکروز مثل قبل نباشی فکر می کنه یا ازش دلخور شدی یا خسته یا خودت رو داری می گیری ....

 

تو اگر در تپش باغ خدا را ديدي

همت كن و بگو

ماهي ها حوض شان بي آب است!!!

 

 

+ تاريخ یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 8:58 توسط بانوی تابستان |