تبليغاتX
بانوی تابستان

جاي مهتاب به تاريكي شبها تو بتاب ... من فداي تو، به جاي همه گلها تو بخند

 

دوست ندارم لحظه هایی رو که نه چیزی شادم می کنه نه ناراحت .... دوست ندارم شبهایی رو که هزار و سیصد بار کابوس می بینم و مدام از خواب می پرم .... دوست ندارم روزهایی رو که اینجوری می یام سرکار ... دوست ندارم هفته هایی رو که شنبه اش اینجوری شروع می شه! 

 

+ تاريخ شنبه ششم تیر 1388ساعت 12:43 توسط بانوی تابستان |


برای دخترم ندا آقا سلطان

 

دخترم

سنت شان بود

زنده به گورت کنند

تو کشته شدی

ملتی زنده به گور می شود.

 

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد

او که پول مرگ تو را گرفته

شام حلال می خورد.

 

تو فقط ایستاد ه بودی

و خوشدلانه نگاه می کردی

که به خانه ات بر گردی

اما دیگر اتاق کوچک خود را نخواهی دید دخترم

و خیل خیال های خوش آینده

بر در و دیوارش پرپر می زنند.

 

تو مثل مرغ حلالی به دام افتادی

مرغی حیران

که مضطربانه چهره ی صیادش را جستجو می کند

تو به دام افتادی

همچون خوشه ی انگوری

که لگدکوب شد

و بدل به شراب حرام می شود.

 

کیانند اینان

پنهان بر پنجره ها، بام ها

کیانند اینان در تاریکی

که با صدای پرنده ی خانگی

پارس می کنند.

 

کشتندت دخترم

کشتندت

تا یک تن کم شود

اما تو چگونه این همه تکثیر می شوی.

 

آه ندای عزیز من

گل سرخی که بر گلوی تو روییده بود

باز شد

گسترده شد

و نقشه ی ایران را در ترنم گلبرگ هایش فرو پوشانید

و اینانی که ندا داده اند

                        بلبلانند

میلیون ها تن که گرد گلی نشسته

                              و نام تو را می خوانند.

یعنی ممکن است صداشان را که برای تو آواز می خوانند نشنوی

یعنی پنجره ات را بستند که صدای پیروزی خود را هم نشنوی

ببین که چه آرام سر بر بالش می گذارد

او که صید حلال می خورد.

 

شمس لنگرودی ۱/۴/۸۸
 
 
 
+ تاريخ سه شنبه دوم تیر 1388ساعت 16:1 توسط بانوی تابستان |

 

امروز: مردم چراغ های اتومبیل خود را روشن بگذارند!

صادر نشدن مجوز برای تجمع و راهپیمایی و نیز سرکوب شدید تجمعات مسالمت آمیز  مردمی ، مردم را به خلق شیوه های جدید تر اعتراض واداشته است.
به گزارش خبرنگار "کلمه"  مشاهدات و شنیده ها از سطح شهر ها حاکی است، مردم تصمیم گرفته اند فردا دوشنبه اول تیرماه  و از ساعت 5 تا شش بعد از ظهر و به نشانه ی اعتراض و نیز همدردی با شهدای شنبه سی ام خرداد ماه چراغ های اتومبیل خود را روشن کنند. 
به نظر می رسد این شیوه ی جدید اعتراض در پی ممانعت بی سابقه و برخورد شدید نیروهای نظامی و شبه نظامی با مردم باشد. 

 

متن برگرفته شده از سایت کلمه

 

 

+ تاريخ دوشنبه یکم تیر 1388ساعت 9:34 توسط بانوی تابستان |

 

مهم این نیست که به کی رای بدی، مهم

 

 اینه که کی رای تو رو بشماره.

 

 

(استالین)

 

It's Not the People Who Vote that

 

 Count; It's the People Who Count the

 

 Votes

 

 

 

+ تاريخ شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 9:27 توسط بانوی تابستان |

 

و هراس من ـ باری ـ همه از مردن در سرزمینی ست که "مزد" گورکن از "بهای آزادی" آدمی افزون باشد!

 

+ تاريخ شنبه بیست و سوم خرداد 1388ساعت 9:14 توسط بانوی تابستان |

 

و خدایی که در این نزدیکیست .....

 

+ تاريخ چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 13:21 توسط بانوی تابستان |



+ تاريخ چهارشنبه بیستم خرداد 1388ساعت 10:1 توسط بانوی تابستان |

 

"میرحسین و لرزش تاریخی خانه‌ی دروغ"

شب هجدهم خرداد سال 88 شب مهمی در تاریخ معاصر ایران است و در تاریخ ثبت خواهد شد. این را از آن رو نمی‌گویم که هیجان‌زده‌ام یا می‌خواهم به میرحسین موسوی رای بدهم. البته که به موسوی رای خواهم داد و از مناظره‌ی تاریخی موسوی و کروبی هم به وجد آمده‌ام. اما حرف فراتر از این‌هاست. داستان دیگر داستان موسوی و احمدی‌نژاد یا اصلاح‌طلبی و محافظه‌کاری (که به ضرب و زور اسمش را اصول‌گرایی کردند) نیست. قضیه ایستادگی در برابر دروغ و جهل و استحمار است. یک بار باید در این مملکت و در جلوی چشم همه تو دهنی محکمی به دروغ و دروغگو زده می‌شد. و امشب زده شد.

بزرگترین برادرم «امیر» است. کامل مردی چهل و چهار ساله، کاسب، کوهنورد، غیر سیاسی و با اعصابی بسیار راحت. آنقدر راحت که اگر سیل هم بیاید باید سر شب بخوابد و سر صبح بزند به کوه. صبح روزی که شبش مناظره‌ی احمدی‌نژاد و موسوی پخش شد، بهم تلفن زد. می‌گفت دیشب تا ساعت دو شب خوابم نبرده و از شدت عصبانیت توی اتاق قدم می‌زده‌ام. بسیاری از دوستان و اعضای خانواده‌ام می‌گفتند تا صبح خوابشان نبرده و از مواجهه با این‌همه دروغ و دریدگی، عصبی شده‌اند. گفتم حال من بدبخت را ببینید که به واسطه‌ی شغلم چند سال است که هرروز با این حجم حیرت‌آور دروغ و ناراستی و بی‌شرمی سر و کار دارم. ببینید من چقدر بی‌خوابی کشیده‌ام. خدا شاهد است در این سال‌ها شب‌های معدودی شده که آرام بخوابم و بیشتر شب‌ها در حالت عذاب‌آوری فقط چشم‌هایم روی هم می‌رود. صبح تا شب دروغ؛ دروغ، دروغ. آن هم در بی‌شرمانه‌ترین حالت‌ها. نقطه ضعف خود را به نقطه قوت تبدیل کردن و نقطه قوت دیگران را ضعف نشان دادن و بعد با سخیفانه‌ترین ادبیات و ناجوانمردانه‌ترین شیوه‌ها به دیگران تاختن. و تازه با همه‌ی این اوصاف ادعای دین و اخلاق داشتن...

و امشب آنچه که مهم و تاریخی بود؛ یک ایستادگی جانانه در مقابل تمام این دروغ‌ها بود. در تاریخ ثبت خواهد شد که یکی آمد و به ده ها میلیون ایرانی صادقانه و مدلل اعلام کرد که رئیس جمهور شما یک دروغگوی بی حیاست. ما البته میرحسین را به ریاست جمهوری خواهیم رساند ولی اگر فرضا هم چنین نشود، از اهمیت کاری که موسوی کرد هیچ کم نمی‌شود. دشمن بزرگ ما احمدی‌نژاد نیست. دشمن بزرگ ما دروغ و بی‌شرافتی است که البته بعضی قهرمان آن هستند! میرحسین به جنگ آنها رفت و پیروز شد. دروغ با همه‌ی بزرگی‌اش پوشالی‌ست. کافی‌ست که چشم در چشم‌ بی حیا و وقیحش بدوزی و بگویی تو لکه سیاهی بیش نیستی. فرو می‌ریزد.

احمدی‌نژاد بازنده‌ی بزرگ بازی‌ای بود که خودش به راه انداخت. او اگر در نخستین مناظره‌اش مثل یک انسان شریف به سوالات پاسخ می‌داد و متقابلا اشکالاتی را وارد می‌ساخت هرگز کار به اینجا نمی‌کشید که رئیس دولت خجالتی و محجوب دوران جنگ، چشم در چشم پنجاه میلیون ایرانی بدوزد و بگوید رئیس جمهور ما آدمی‌ست دروغگو، وقیح و فاسد. او در ده دقیقه رئیس مجلس خبرگان (بخوانید مجلس سنای ج.ا.ا.) و رئیس دفتر بازرسی ویژه‌ی رهبری (بخوانید چشم و گوش آقای خامنه‌ای) یعنی هاشمی و ناطق نوری را به فساد و رانت خواری و هر سه نامزد رقیب را به همدستی و توطئه علیه خودش متهم کرد. پای خاتمی را هم وسط کشید و از اعضای خانواده‌ی آنها هم نگذشت. تخریب و افشا را اگر دیگران شروع کنند، رئیس جمهور می‌تواند بزرگوارانه از آن کناره بگیرد اما وقتی رئیس جمهور شروع کند محال است دیگران از آن بگذرند. "کسی را که خانه نی‌ئین است بازی نه این است". آمار دروغ دادن و سر خلق را شیره مالیدن با افشاگری جور درنمی‌آید. اگر تا پیش از این چند صدهزار نفر مثل ما که دسترسی به اینترنت و مطبوعات و آمار دارند از ادعاها و آمارهای کاملا دروغ  دولت نهم حرص می‌خوردند و مثل مار به خودشان می‌پیچیدند، در عرض یک ساعت و نیم و با بازی درست موسوی در میدانی که خود احمدی‌نژاد افتتاحش کرد، حالا چند ده میلیون نفر به جمعیت ما اضافه شده است، با این تفاوت که این خیل عظیم دیگر از ناآگاهی دیگران به خود نمی‌پیچیند. آنها با رای خودشان احمدی‌نژاد را از کاخ ریاست جمهوری بیرون خواهند انداخت. و مهمتر از آن اینکه از این پس در مقابل دروغ‌‌های بزرگ اینقدر زود منفعل نمی‌شوند. از همین امروز تا ابد هم تمام روسای دولتی که در ایران سر کار بیایند یادشان خواهد بود که همیشه نمی‌توان هر دروغ بزرگی را به صرف اعتماد به نفس و تسلط بر بازی‌های رسانه‌ای به خورد ملت داد. بالاخره یک روز خانه‌ی خوش‌ نقش و نگار و از پایبست ویرانِ دروغ، خواهد لرزید. لرزیدن این خانه‌ بر همه‌ی ما مبارک. 
 

 

متن از وبلاگ باران در دهان نیمه باز

 

 

+ تاريخ سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 15:44 توسط بانوی تابستان |

 

خیلی خیلی خوشحالم که چند نفر از آشناها و همکارها که تا چند روز پیش رایشون احمدی نژاد بود و اون رو آدم صادق و با دل و جراتی می دونستن با دیدن مناظره های تلویزیونی و روشن شدن برخی مسایل جهت گیریشون رو عوض کردن! خیلی خیلی خوشحالم که آفتاب برای همیشه پشت ابر نمی مونه!

پ.ن: دیروز من و مهربون همسر هم فریضه ی ملی مون رو، دینی که به کشورمون بابت هم سو شدن با سرافرازی و پیشرفت و آزادیش بر گردنمون بود رو، اجرا کردیم و هر چند تنها برای دقایقی به زنجیره ی سبز میرحسین موسوی پیوستیم! 

 

 

+ تاريخ سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 13:44 توسط بانوی تابستان |

 

آقاي احمدي‌نژاد! چه كسي قانون‌گريز است؟

 

 

 

+ تاريخ شنبه شانزدهم خرداد 1388ساعت 13:37 توسط بانوی تابستان |

 

در حاشيه بازتوليد مافياي نفتي در سخنراني پاكدشت: چند سوال ساده اما اساسي از احمدي‌نژاد

ايرج جمشيدی - محمود احمدي‌نژاد در سفر تبليغاتي– انتخاباتي خود به پاكدشت اعلام كرد كه به ناچار گوشه‌اي از پرونده مافياي نفتي را مي‌گشايد تا حقوق ملت را استيفا كند.
وي سپس بدون اينكه از كسي يا مقامي نامي ببرد گفت كه در يكي از قراردادها در دولت‌هاي پيشين كه 24 سال همه چيز را در دست داشتند، يك نفري حدود 300 ميليون دلار به جيب زده است.
درباره سخنان و اتهاماتي كه احمدي‌نژاد طي چهار سال گذشته به كرات تكرار كرده چند نكته لازم است كه اميدواريم جواب روشني براي اين نكات يافته شود:
1- آقاي احمدي‌نژاد آن گونه كه شما گفته‌ايد اين قرارداد پيش از استقرار دولت شما منعقد شده است. بنابراين دست كم چهار سال از عمر اين قرارداد مي‌گذرد و آن گونه كه شما گفته‌ايد تمام اسناد تخلف را در اختيار داريد. سوال اين است كه چرا تاكنون پرونده اين تخلف را براي پيگيري به دادگاه ارسال نكرده‌ايد؟ از شما در مقام رياست جمهوري پذيرفته نيست از تخلف 300 ميليون دلاري مطلع باشيد اما چهار سال تمام آن را نزد خود نگه داريد و اينك در شب انتخابات به گوشه و كنايه و سخناني مبهم اتهام‌زني كنيد. شما چهار سال رئيس جمهور بوده‌ايد و مي‌توانستيد در اين مدت طولاني پرونده فرد يا افراد متخلف را به دادگاه فرستاده تا متخلفين احتمالي مجازات گرديده و حقوق ملت استيفا شود. اما اينك در شب انتخابات چنين سخناني را بر زبان مي‌رانيد. متاسفانه قابل قبول نيست و پيش از آنكه نشانه دغدغه شما به حقوق ملت و مجازات متخلفين باشد، بيشتر يك مانور انتخاباتي و تبليغاتي به اميد جمع كردن راي است كه البته چهار سال پيش هم همين شيوه را به كار برديد. اما اين بار نمي‌توانيد از درخت خشكيده اتهام‌زني ابهام‌آلود ميوه‌اي به نام راي جمع‌آوري كنيد. شما اگر چنين قصدي داشتيد طي اين چهار سال به جاي شعار، عمل مي‌كرديد و متخلفين نفتي را به دادگاه مي‌فرستاديد و حتما براي راي دهندگان اين سوال و سوالات مشابه به وجود خواهد آمد كه دلیل قصور رئيس جمهور در معرفي متخلفين نفتي به دادگاه چيست؟
2- آقاي احمدي‌نژاد! لابد اطلاع داريد كه هر دولتي مسوول اعمال خود است و جوابگوي اعمال دولت‌هاي ديگر نيست. اگر چه مشخص نيست كه روي سخن شما با چه فرد يا چه دولتي است اما گفته‌ايد كه طي 24 سال اخير يعني از سال 60 تا 84 كه شما به مقام رياست جمهوري رسيديد را در بر مي‌گيرد. با وجود اين يك چيز معلوم است و آن اينكه مهندس ميرحسين موسوي نخست‌وزير سال‌هاي 60 تا 68 بر سر كار بوده است و لابد اگر ابهامي وجود داشته باشد، پاسخگوي آن خواهد بود اما چون شما از فرد خاصي يا دولت خاصي حرفي نزده‌ايد و صرفا به كلي‌گويي‌هايي كه قابل فهم نيست، سخن به ميان آورده‌ايد در نتيجه ابهام‌آفريني‌هاي شما قابل پاسخ نيست مگر اينكه به صورت دقيق و شفاف اسناد ادعايي را منتشر كنيد تا كساني كه متهم شده‌اند، امكان پاسخگويي داشته باشند.
3- با وجود اين مهندس ميرحسين موسوي كه با شعار احياي مديريت و اقتصاد كشور و جبران آثار رياست جمهوري چهار ساله شما به عرصه رقابت‌ها وارد شده است يك سوال اساسي، مهم و البته شفاف را از شما پرسيده كه جواب به آن مي‌تواند رافع بسياري از شبهات نزد افكار عمومي باشد. سوال ساده اين است: كشور طي چهار سال گذشته چه ميزان درآمد نفتي داشته است، چه ميزان آن و در كجا هزينه شده است و موجودي دلارهاي نفتي چقدر است؟ البته شما به اين سوال ساده پاسخي نداده‌ايد و طرح چنين سوالاتی را تخريب دولت و قابل پيگرد قضايي مي‌دانيد كه در چنين صورتي معلوم است چرا خود در ابعادی گسترده‌تر به طرح اتهامات مبهم عليه اين و آن مي‌پردازيد.
4- و بالاخره نكته مهم‌تر اينكه ديوان محاسبات كشور به عنوان مرجع قانوني و رسمي گزارش تخلفات نفتي دولت شما را از جمله عدم واريز يك ميليارد دلار از درآمدهاي نفتي به خزانه در سال 85 منتشر كرده و از آنجا كه توضيحات دولت شما قانع‌كننده تشخيص داده نشده است، لذا ديوان محاسبات درخواست كرده به جاي توضيحاتي كه بر ابهامات مي‌افزايد، يك ميليارد دلار را به خزانه بازگردانيد.
آقاي احمدي‌نژاد! در اينجا سخني از يك ميليارد دلار يعني بيش از سه برابر 300ميليون دلاري را كه شما به صورت ايما و كنايه مي‌گوييد، شامل مي‌شود.
اگر چه بسيار مهم است پرونده تخلف مورد ادعا را براي پيگيري به دادگاه ارسال كنيد اما بسيار مهم‌تر است كه شما درباره مسووليت دولت خود نسبت به گزارش رسمي، شفاف و فاقد ابهام ديوان محاسبات كشور هم توضيحات قانع كننده‌اي ارائه دهيد و يا آن گونه كه ديوان درخواست كرده است يك ميليارد دلار را به خزانه واريز كنيد.

+ تاريخ چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 16:6 توسط بانوی تابستان |

 

 

 

 

+ تاريخ چهارشنبه سیزدهم خرداد 1388ساعت 8:53 توسط بانوی تابستان |

 

 

 

 

 

+ تاريخ یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 13:41 توسط بانوی تابستان |

 

دختر ‌اكبر هاشمي رفسنجاني با بيان اينكه نمي‌توان در تعيين سرنوشت جامعه شركت نكرد اما انتظار معجزه داشت بر حمايت از مير حسين موسوي پافشاري كرد و گفت: اگر در دوره آتي انتخابات رياست‌جمهوري محمود احمدي‌نژاد دوباره رييس‌جمهور شود خود را امام‌زمان مي‌داند.

 

پ.ن: خطابی با مردم

 

 

+ تاريخ یکشنبه دهم خرداد 1388ساعت 8:44 توسط بانوی تابستان |

 

من و مهربون همسر یک هفته ای هست که یکی از خواننده های پروپا قرص صدای عدالت شدیم.

 

 

 

+ تاريخ شنبه نهم خرداد 1388ساعت 13:16 توسط بانوی تابستان |